|
رویای عبور - ادبی عرفانی - شکیبا بندگی را آغازیست به بلندای عشق و به وسعت عرفان-عاشق باشیم وعارف
| ||
|
[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 18:37 ] [ شکیبا ]
[ سه شنبه دوم خرداد 1391 ] [ 11:6 ] [ شکیبا ]
..... چرا وقتی گفتند : تنی معبرِ عبورِ دیگران از میدان مین شد، شانه ای نلرزید.. چرا هیچ کس نپرسید : به کدامین گناه هفتاد پاسدار را در شهر پاوه سربریدند وقتی که گفتیم بعد از پانزده سال پیکر شهیدی را سالم از زیر خاک بیرون آوردند کسی تعجب نکرد چرا کسی از حقوق آن کودکی که در حلبچه شیمیائی شد دفاع نکرد ولی با نام حقوق بشر حق را پایمال کردند..... [ سه شنبه دوم خرداد 1391 ] [ 10:48 ] [ شکیبا ]
حق شهید چیست و شهید کیست؟ تمام کسانیکه به بشریت به نحوی خدمت کردهاند، حقی به بشریت دارند، از هر راه: از راه علم، از راه فلسفه و اندیشه. ولی هیچکس حقی حتی به اندازه حق شهدا بر بشریت ندارد، و به همین جهت هم عکسالعمل احساسآمیز انسانها و ابراز عواطف خالصانه آنها دربارة شهدا بیش از سایر گروهها است، شهید آن کسی است که با فداکاری و از خود گذشتگی خود و با سوختن و خاکستر شدن خود محیط را برای دیگران مساعد میکند. مثل شهید مثل شمع است، که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است، تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند، و کار خویش را انجام دهند، آری، شهداء شمع محفل بشریتند، سوختند و محفل بشریت را روشن کردند [ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 20:14 ] [ شکیبا ]
هنگامی که دیگران به درستی شما را درک نمی کنند،خداوند شما را درک می کند. او عاشقی است که همواره شما را دلگرم می نماید،بدون توجه به اینکه مرتکب چه خطاهایی شده اید. سایرین تنها لحظه ای اظهار مهر می کنند و سپس شما را از یاد می برند، اما او هیچگاه رهایتان نمی کند.خداوند هر روز از طرق بی شماری خواهان عشق شماست، اگر او را نپذیرید مجازاتتان نمی کند، اما شما خودتان خود را مجازات می کنید. دریابید:آنکه تسلیم خداوند است همه چیزتسلیم اوست [ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 19:57 ] [ شکیبا ]
[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 18:3 ] [ شکیبا ]
سلام علی ال یاسین [ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 18:45 ] [ شکیبا ]
[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 18:20 ] [ شکیبا ]
دیروز...امروز...فردا! یادش بخیر روزهایی که شهرمان یک رنگ داشت وقتی که همه دلها آبی بود و تمام مشت ها گره شده به سمت دشمن بود! امروز شهرمان هزار رنگ است رنگهای تیره و روشن رنگ دلها را نمیتوان دید شاید اصلا رنگی نداشته باشد تعدادی از مشت ها باز شده اند و آغوش باز کرده اند!یادش بخیر روزهایی که شهرمان بوی دود اسفند میداد که مادران برای جوانانشان روشن می کردند و برای پیروزی شان دعا میکردندامروز شهرمان پر از دود است دودی سمی که از حلق دختران و پسران حرکت میکند و از میان لبهایی که رژهای هزار رنگ رویشان مالیده شده است وارد شهر میشود!بادش بخیر روزهایی که شهرمان پر بود از دختران جوانی که سیاهی چادرشان را از سرخی خون شهیدان امانت گرفته بودند و زینب وار در پشت جبهه فعالیت میکردند!امروز شهرمان پر است از دخترانی که هر روز رنگی جدید به خود میگیرند و هر روز نوعی دیگر خودنمایی میکنند و هر کدام یک رنگ و بو دارند رنگهایی که چشمان انسان را میسوزاند و بوهایی که تنها نویدش حالت تهوع است!یادش بخیر روزهایی که شهرمان بستر پسران جوانی بود که تنها مدشان لباس خاکی و چفیه ای دور گردن بود و با دلی بی آلایش در شهر حرکت میکردند و چشمانشان فقط افق های پیروزی را می دید!امروز شهرمان بستر پسران جوانی است که روی تی شرتهایشان عکس هر حیوانی را میتوان دید ژل روی موهایشان از چندین متر فاصله چشم را آزار میدهد و چشم هایشان مانند فلشی به سمت دخترهای شهر خیره شده است!یادش بخیر روزهایی که اگر مادر شهیدی گوشه خیابانی می ایستاد همه میخواستند سوارش کنند و به مقصد برسانندش و در آخر به جای کرایه از مادر فقط قول دعا بگیرند!امروز شهرمان پر است از ماشین های مدل بالایی که پشت هم صف میکشند و با هزار خفت کسانی را سوار میکنند که آنقدر گوشه خیابان ایستاده اند و سوار شدندفقط نام ((خیابانی)) سزاوار آنهاست.یادش بخیر روزهایی که شهرمان پر بود از صدای مارش جنگ و صلوات و دعای پیروزی و گوش هایمان را نوازش میداد قلب هایمان را مستحکم میکرد امروز شهرمان پر است از صدای موسیقی های تند و پاپ و جاز و راک که فضای شهر را تسخیر کرده اند و در گوش انسان مثل بوق صدا مکیند و سر درد تنها نتیجه اش است!و در آخر...و امروز بسیاری از جوانان کشور به برکت آزادی آوردن عده ای چاره ای جز دست و پا زدن در منجلاب فساد را ندارند اما تمام دیروزی ها و امروزی ها فقط یک امید دارند به امید مصلحی که فردا می آیدو اصلاحات واقعی را خواهد آورد و تمام مصلحان دروغین را بر جای خودمی نشاند ... یا مهدی ادرکنی [ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 17:35 ] [ شکیبا ]
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:52 ] [ شکیبا ]
|
||
| [ طراحی : تمزها ] [ Weblog Themes By : Themzha] | ||